پست مدرنيته:
منظور پست مدرن در فارسي به فرا مدرن وپسامدرن معني شده است كه شرايط بعد از مدرن ويا مرحله اي تاريخي بعد از مدرن است .
بعضي پست مدرن را دوره فرا صنعتي تلقي كرده اند وعده اي هم ان را دوره هاي متفاوت از مدرن مي دانند .
از ديدگاه پست مدرن مشكلات امروز جوامع مانند مدرن كم بها شدن حيثيت انسان است .
نظريات پست مدرنيسم ونقد ان ازمدرنيسم در موارد ذيل قابل بررسي است :
الف : عقلانيت ب : ايئد ئولوژي ج : كثرت گرايي د : تاريخ
و : رسانه ها ه : زبان ي : تكنولوژي
پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی استکه در اواخر دهه 1960 م . سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن D econstruction و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جز واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد .
هابرماس معتقد است که ، کاربرد " پسا" بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را. همانطور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را .در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیندو شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکراجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم هستند این است که " بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند ." یا " دست از معنی سازی بردارید "
در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است.ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ) Collage است . هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یااتوپیای خاصی تعلق دارد . ایهاب حسن نظریه پرداز پست مدرن با ترسیم و ارائه جدول یا تمایزات بین دو جنبش مدرنیسم و پست مدرنیسم به طراحی و نقشه پردازی درباره محدوده ها و مرزهای اندیشه پست مدرن اقدام کرده است.
2) معماري پست مدرن
از دهه شصت ميلادي موضوع پست مدرن در معماري به صورت يك سبك مهم مطرح شد وانتقادات زير بنايي به انديشه منطق گرا وتكنو مدار معماري مدرن وارد گرديد . اغاز گر اين جنبش كسي نبود مگر يكي از شاگردان لويي كان به نام رابرت ونچوري .
در جواب شعار ميس كه گفته است "كمتر بيشتر است" وي بيان ميكند "كه كه كمتر كسل كننده است ".از نظر ونچوري معماري تنها تكنيك نيست بلكه مسائل بسيار پيچيده ومتضاد در ساختمان وجود دارد كه نمي توان ان ها را ناديده گرفت .
چارلز مور ديگر معمار پست مدرن در جواب شعار ميس مي گويد " بيشتر بيشتر است" .
از نظر ونچوري ساختمان ها نمي توانند همه داراي يك فرم وفلسفه باشند .ونچوري سبك بين الملل را كاملا مردود مي داند وبه جاي ان معتقد به زمينه گرايي است .
از نظر معماران پست مدرن عوامل زير در نظر گرفته مي شود:
الف)خصوصيات فرهنگي وتاريخي افرادي كه از ان استفاده مي كنند
ب)خصوصيات شهري وخيابان وكوچه وبازار
ج)شرايط اقليمي مانند رطوبت وسرما وگرما
د)نحوه زندگي روزمره اهالي ساختمان پيش زمينه هاي ان ها در رابطه با فرم هاي زيستي در اكثر كارهاي پست مدرن مشاهده مي شود كه ان ها سعي دارند تا از نشانه ها ونماد هايي استفاده كنند كه در هر منطقه مشخص كننده نوع كاربري ان ساختمان است .
خانه مادر ونچوري اولين ساختمان ساخته شده به سبك پست مدرن ونماد اين معماري است.
ونچوري در طرح خود از از نمادهايي همچون بام شيبدار وپنجره وقوس سر در ورودي و لوله دودكش استفاده كرد كه نماد ونشانه هاي يك خانه در غرب به شمار مي رفت .
اگرچه نماي اين ساختمان به صورت متقارن طراحي شده ولي به دليل پيچيدگي وملزومات خاص در چيدمان اتاق ها در نماي ساختمان پنجره ها به صورت نامتقارن طراحي شده اند.
به معماري پست مدرن معماري پاپ يا معماري مردمي هم مي گويند .
چارلز جنكز يكي از معماران نام دار اين سبك مي گويد :ساختمان پست مدرن داراي دو گانگي در قواعد ومفاهيم است يكي براي قشر روشن فكر وديگري براي عامه مردم .
يكي از طرح هاي محوري پست مدرن" ميدان ايتاليا " توسط چارلز مور معمار فقيد بود.
مور در طرح خود توجهي به بافت اطراف سايت نداشت بلكه در اين طرح مجسمه وفواره و اب را به صورت يك مجموعه به هم تنيده به نمايش گذارده شده بود .
معماري پست مدرن بيش از پنجاه سال رودر روي معماري مدرن مقاومت كرد .معماري پست مدرن تاثير بسيار گسترده اي در سطح جهاني داشت وتا نيمه دهه هشتاد ميلادي به عنوان معماري اوانگار و فراگير مطرح بود.
در ايران نيز سبك پست مدرن پس از انقلاب مطرح شد ولي عمدتا انچه در شهرهاي بزرگ ايرا ن به خصوص در تهران ساخته شد تقليد از معماري غرب بود .
در ايران معماراني هم چون كلانتري وصفا منش كه معماري دوره قاجار را عمدتا الگو قرار داده بودند به معماري پست مدرن ومباني ان نزديك شدند.
در اخر بايد متذكر شد كه هر كجا از معماري پست مدرن صحبت مي شود منظور پست مدرن خاكستري است ومعماري پست مدرن سفيد به لحاظ تشابه زياد با معماري مدرن بيشتر به نام نئو مدرن يا معماري جديد خوانده مي شود.
2-2)معماري هاي تك واكو تك
در سال 1971 دو معمار جوان ايتاليايي به نام هاي ريچارد و رنزو اغازگر سبكي در اروپا بودند كه به نام هاي هاي تك با تكنولوژي بسيار پيشرفته معروف گرديد لذا در دهه هفتاد ماشين وفن اوري به عنوان يك موضوع محوري در معماري مطرح گرديد .
معماران اين سبك تكنولوژي را دستاورد بزرگ مدرنيته ومهم ترين عامل توسعه وپيشرفت در قرن بيستم مي دانستند .نظريات ومباني هاي تك ومعماري مدرن در اصول بسيار به يكديگر نزديك است ومي توان گفت كه معماري هاي تك فرزند معماري مدرن است .ولي در ظاهر شكل تفاوت هايي بين اين دو مكتب ديده مي شود وبه طور كلي مي توان گفت كه سادگي وبي پيرايي فقط در معماري مدرن وجود دارد ودر"هاي تك" ملاحظه نمي شود و اگر معماري مدرن در طرح هاي خود درون ماشين را به نمايش مي گذارد در معماري هاي تك داخل ماشين را نشان ميدهد.
اصول فكري طراحي اين سبك را در ده مورد مي توان خلاصه كرد:
1) بينش پوزيتيويسم وخوش بيني به علم وپيشرفت علمي
2) نمايش تكنولوژي به عنوان عصاره عصر جديد
3) نمايش پروسه ساخت
4) شفاف نمودن ونمايش حركت در ساختمان
5) نمايش ساختار واجزا درون بنا در نما
6) استفاده از رنگ هاي روشن وساده
7) سازه وساختار به عنوان تزيينات
8) استفادهه از اجزائ كششي سبك
9) جدا كردن بخش هاي سرويس دهنده ازسرويس شونده
10) طراحي بام به عنوان نماي پنجم
در اكثر ساختمان ها بام ساختمان به عنوان سطح فراموش شده فرض مي شود ولي در ساختمان هاي هاي تك بام سطح پنجم بنا است و پشت بام در معرض ديد گذاشته مي شود.
از ديگر معماران اين سبك مي توان از نورمن فاستر ونيكولاس گريمشاهو سانتيا گوكالاتراوا نام برد.
برخلاف تصور عمومي معماران هاي تك به تاريخ علاقه داشتند و خود را جداي از ان نمي دانستند .
ولي برداشت انها نسبت به تاريخ به كلي متفاوت از ديدگاه معماران پست مدرن بود.
نكته جالب توجه اين كه در حال حاضر مرتفع ترين ساختمان وبزرگترين فرودگاه جهان توسط يكي از شاخص ترين معماران اين سبك يعني فاستر طراحي شده است . برج هزاره توكيو با 840متر ارتفاع و170طبقه به عنوان مرتفع ترين ساختمان كنوني جهان شناخته شده ا ست .
اين برج در خليج توكيو در فاصله دو كيلومتري ساحل احداث خواهد شد.اين برج به شكل يك مخروط طراحي شده است وبادبندها همانند يك پوسته ممتد كل سطح خارجي را مي پوشاند.
فرودگاه هنگ كنگ در يك جزيره مصنوعي ساخته شده است در طراحي اين فرودگاه فاستر قالب هاي سه بعدي فلزي به صورت طاق گهوارهاي با قطر دهانه 36 متر براي پوشش سقف در نظر گرفته است .
ديگر منتقدان اين سبك گروه هاي طرفدار محيط زيست مثل احزاب سبز دز اروپا بودند كه اين گروه معتقد به اين بودند كه اتكاي زياد بر تكنولوژي باعث به هم خوردن تعادل زيستي در كره زمين مي شود . بنابراين معماران هاي تك با استفاده از تكنولوژي وبا استفاده از عوامل طبيعي مثل باد و باران وگياهان سعي در تنظيم شرايط محيطي ساختمان كردند لذا معماري جديدي به نام "اكو تك " شكل گرفت كه تكنولوژي در مقلبل طبيعت قرار نداشت بلكه در كنار وبه موازات طبيعت براي بهره برداري هر چه بيشتر از امكانات محيطي وتامين اسايش انسان در بر داشت .
معماران "هاي تك "از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام مي بردند .منظور از پوست اول پوست بدن انسان است . در كارهاي فاستر پوست دوم مانند پوست اول به صورت هوشمند طراحي شده است .همان گونه كه پوست انسان در مقابل سرما وگرما از خود عكس العمل نشان مي دهد پوسته بعضي از ساختمانهاي اين دو معمار نيز در فصل هاي مختلف عكس العمل هاي مناسب در مقابل شرايط محيطي از خود نشان مي دهد.
برج هزاره در توكيو
جهت مناسب و زاويه تابش افتاب دو عامل مهم در طرح ريچارد
3-2)معماري نئو كلاسيك
فلسفه وتمدن كلاسيك يونان و روم باستان شالوده فكري واجتماعي تمدن مغرب زمين را تشكيل مي دهد وطي دو هزار سال گذشته همواره فلسفه كلاسيك در بينش ذهني وكالبد فيزيكي تمدن غرب مشهود بوده است معماري غرب نيز از اين امر مستثنا نبوده ومعماري كلاسيك پيوسته در كليه دوران هاي تاريخي مغرب زمين مطرح بوده است.
معماران نئوكلاسيك همچون معماران پست مدرن توجه به گذشته دارند ولي يك اختلاف عمده بين اين دو ديدگاه نسبت به تاريخ وجود دارد .معماري پست مدرن در پي هويت انسان است ولي معماران نئوكلاسيك معتقدند كه نظم هاي كلاسيك الهاماتي اسماني ومقدس هستند .
معماران نئوكلاسيك سبك مدرن را سبكي قابل قبول نمي دانند چنان چه كولين تري گفته "مدرنيسم پرهيزازهر روشي است كه كاركرد داشته است ."
اگر خواسته باشيم در يك جمله اين سبك را تعريف كنيم مي توان گفت كه ساختمان نئوكلاسيك پوسته اي كلاسيك بر روي امكانات مدرن است.
لئون كرير معمار اهل لوكوزامبورگ است كه از معماران مهم اين سبك به شمار مي رود.
راب كرير برادر لئون كه او نيز از معماران سبك نئوكلاسيك محسوب مي شود براين نظر است كه شهر هاي انسان مدار سنتي در اروپا در اثر دو واقعه در قرن بيستم از بين رفتند وجاي ان ها را شهرهاي امروزي گرفتند كه هيچ سنخيتي با انسان وخصوصيات روحي او ندارند.
يكي از پروژه هاي جالب توجه به سبك نئوكلاسيك مجتمع مسكوني رودخانه ريچموند است.
اين مجتمع طوري طراحي شده است كه شامل مغازه ها ورستوران هاي متععدد است .
ظاهر ساختمان نشان مي دهد كه ساختمان متعلق به قرن هيجدهم باشد ولي تمام امكانات دوره مدرن در ان در نظر گرفته شده است .
از ديگر معماران صاحب اين سبك مي توان از ديميتري پاپاداكيس رابرت ادام و رابرت استرن نام برد.
در ايران اولين سبك معماري كه مورد توجه قرار گرفت سبك نئوكلاسيك بود كه در زمان ناصرالدين شاه به كار رفت وتا كنون خانه ها وكليساها وپاساژهاي زيادي در ايران كه تناسبات زيادي با نئوكلاسيك ديده مي شود وجود دارد .

مجتمع ريچمود در لندن (طراح:كولين تري)
4-2)معماري ديكانستراكشن
ديكانستراكشن در فارسي به ساختار زدايي وشالوده شكني معني مي شود . در نيمه اول قرن بيستم مهم ترين مكتبي كه ادامه دهنده فلسفه مدرن بود فلسفه اصالت وجود بود .از نيمه دوم قرن اخير فلسفه مدرن ومكتب اصالت وجود وخرد باوري و از طرف مكتب ديگري به نام ساختار گرايي مورد پرسش قرار گرفت. مكتب ديكانستراكشن يكي از شاخه هاي مهم فلسفه پست مدرن محسوب مي شود .اما بايد اذعان نمود كه تعريف مشخصي از ديكانستراكشن وجود ندارد.
شخصي كه مباحث فلسفي را وارد عرصه معماري كرد كسي نبود جز پيتر ايزنمن كه خود معمار معاصر امريكايي است . ايزنمن با مقالات وسخنراني هاي خود فلسفه ديكانستراكشن را به يكي از مباحث جدي در دهه هشتاد ميلادي در اورد .
ايزنمن معتقد است كه مدرنيس ها مدعي هستند كه مدينه فاضله را بايد در اينده جست وجو كرد .
پست مدرنيست ها نيز به دنبال اين مدينه فاضله در گذشته هستند ولي معماران امروز بايد اين مدينه را در شرايط امروز پيداكنند .در اين مورد وي از واژه presentness به معناي "اكنونيت" استفاده كرده وگفته است كه معماري در هر زمان ومكان بايد اكنونيت داشته باشد ومتعلق به زمان ومكان حاضر باشد.
براي رسيدن به شرايط فوق بايد قوانين گذشته معماري را برهم زد واز ان جايي كه اين قوانين قرار دادي هستند ونه طبيعي لذا بر هم زدن ان ها ممكن است.
پيتر ايزنمن بر اين باور است كه در زندگي امروز ما دو گانگي هايي مانند وضوح وابهام
زشتي وزيبايي و....... وجود دارد كه نمي توان از يكي براي استتار ديگري استفاده كرد بلكه اين تقابل ودو گانگي ها مي بايست در ساحت معماري به عنوان تجلي گاه شرايط زندگي امروز ما به نمايش گذاشته شود. يكي از اولين وشاخص ترين ساختمان هاي سبك ديكانستراكشن مركز هنرهاي بصري وكنسر در امريكا است. سايت اين ساختمان در قسمت ورودي اصلي دانشگاه ايالتي اهايو در سمت شرق دانشگاه قرار دارد .عملكرد بنا نمايش اثار هنرمندان ودانشجويان دانشگاه در ان است. هر يك از اين معماران ساختمان خود را بين دروازه ورودي وساختمان هاي موجود در سايت قرار دادند .ولي در كمال تعجب ساختمان طراحي شده توسط ايزنمن به گونه اي بود كه فضاي باريك بين دو ساختمان موجود در سايت را شكافته بود ودر بين ان قرار گرفته بود. از ان زمان سبك وي در معماري به عنوان سبكي نو در معماري شناخته شد . از ديگر معماران معروف اين سبك مي توان به فرانك گهري و زاها حديد و برناد چومي نام برد. معماري ديكانستراكشن به عنوان يك سبك فراگير وجهاني عمر نسبتا كوتاهي داشت واز يك دهه بيشتر عمر نكرد .اين سبك زمينه اي به عنوان يك رويكرد براي معماري فولدينگ و معماري پيدايش كيهاني در امد. در حوزه معماري ايرا ن چند ساختمان به اين سبك اجرا شد ولي طرح اصلي اين ساختمان ها مشخص نبود ومعلوم نبود كه به دنبال چه هدف وانگيزه اي هستند.

مركز هنر هاي بصري (طراح : ايزمن)
5-2)معماري فولدينگ
معماري فولدينگ يكي از سبك هاي مطرح در دهه پاياني قرن گذشته بود . فلسفه فولدينگ براي نخستين بار توسط فيلسوف فرانسوي به نام ژيل دلوز مطرح شد.
فلسفه دلوز يك فلسفه افلاطون ستيز و دكارت ستيز است .فلسفه فولدينگ منطق ارسطويي را نيز زير سوال مي برد از نظر اين فلسفه هيچ ارجحيتي در جهان وجود ندارد .
فولدينگ يعني "چين ولايه" يعني لايه هاي هزار تو يعني هر لايه در كنار لايه ديگر همه چيز در كنار هم است وهيچ انديشه اي بر ديگري ارجحيت ندارد وتفسيري بالاتر وفراتر از ديگري نيست.
به عبارتي فولدينگ مي خواهد منطق دو ارزشي را ديكانستراكت كند و كثرت وتباين را جايگزين ان كند .فولدينگ هم مانند ديكانستراكشن در پي از بين بردن مبناهاي فكري تمدن غرب وبالاخص منطق مطلق و رياضي گونه مدرن است.
بحث فولدينگ در معماري از اوايل دهه 1990 مطرح شد وبه تدريج اكثر معماران نامدار سبك ديكانستراكشن مانند پيتر ايزنمن وزاها حديدو... نيز به اين سبك گرايش پيدا كردند .
اين معماران در كارهاي خود پيچيدگي را با وحدت يا تقلبل نشان نمي دهند بلكه به صورت نرم وانعطاف پذير پيچيدگي ها وگوناگوني هاي مختلف را درهم مي اميزند واين كار باعث از بين رفتن تفاوت ها نمي شود بلكه اين عوامل و نيروها به صورت نرم و انعطاف پذير درمي ايند .
خاستگاه فلسفه فولدينگ در فرانسه ومعماري فولدينگ درامريكا بود .
معماري فولدينگ معماري" نئو باروك" هم خوانده مي شود .در معماري باروك سبك هاي يوناني و رومي وشرقي روي يكديگر تا مي شوند وكالبد بنا وسطح مواج ديوارها نسبت به شرايط انعطاف پذيرترند. به عبارتي فولدينگ عمود گرايي وسلسله مراتب را رد مي كند وبه جاي ان افق گرايي را مطرح مي كند.از نظر فولدينگ همه چيز همسطح يكديگر است .
پيتر ايزنمن به عنوان باني طرح فلسفه فولدينگ در حوزه معماري واژه " فرم ضعيف " را مطرح كرده است .فرمي كه قابل انعطاف است وخود را با شرايط محيطي وفق مي دهد .همان طور كه ژله با شكل ظرف خود تطبيق مي يابد .لذا فرم ها يا لايه هاي معماري فولدينگ در مجاورهم وبه صورت انعطاف پذير ودر انطباق با شرايط كالبدي واجتماعي تاريخي در سايت قرار ميگيرند.
معماري ارگانيك نام ديگري است كه مي توان به معماري فولدينگ داد زيرا ساختمان هاي ساخته شده به اين سبك با توحه به شرايط محيطي شكل مي گيرند وگسترش مي يابند .
تا كنون در ايران هيچ ساختماني به سبك فولدينگ ساخته نشده است ولي مثال نزديك به ان را مي توان به راسته هاي بازار قديم بيان كرد.
6-2)معماري كيهاني – غير خطي
معماران سبك ديكانستراكشن كه در اوايل دهه نود ميلادي به سمت مكتب فولدينگ گرايش پيدا كرد ند براين نظريه خود را پايبند نديدند. انها در روند شكل گيري موضوعات علمي وفلسفي جديدتر حركت علمي و فلسفي جديدي كه از اواخر دهه 1970 بامبحث ديكانستراكشن شروع شده بود را ادامه دادند .
چارلز ديكنز شخصي بود كه اين نظريات را وارد حوزه معماري كرد .از نظر چارلز جنكز معماري بايد معلول باشد .معلول ديدگاه انسان از خود واز جهان پيرامون خود معماري بايد معلول شرايط امروز باشد. به عقيده جنكنز اگر در جهان سنت فرم تابع سنت ودر جهان مدرن فرم تابع عملكرد بوده است" در جهان كنوني فرم تابع ديدگاه جهاني بايد باشد".
اگر ميس وندرو شعار كمتر بيشتر است را در معماري مدرن مطرح كرد جنكنز بر اساس نظريه پيچيدگي و شعار بيشتر متفاوت است را تكرار كرد.
يكي از ساختمان هاي جالب توجه كه در اين سبك ساخته شد طرح فرانك گهري براي موزه گوگنهايم در شهر بيلبائو است . گهري بر خلاف اكثر معماران زياد اهل بحث وتبيين مباني نظري نيست .
معماري گهري از يك معماري دو بعدي كه سطوح را در مقابل و در تقابل با يكديگر نشان مي داد به سمت يك معماري سيال وسه بعدي گرايش پيدا كرده است وبهترين نمونه كار او در اين زمينه موزه گوگنهايم است .
پلان ساختمان به صورت گلي است در حال باز شدن وشكوفا شدن . احجام سه بعدي منحني شكل كه با ورقهاي فلزي تيتانيم پوشيده شده همچون گلبرگهاي يك گل از مر كز ساختمان به سمت بيرون گسترش يافته اند .در اين ساختمان معماري امواج چرخش واستمرار نرم ومشابهت خودي با استادي تمام وبه صورت خلاقانه اي طراحي شده است .
يكي از ايراد هايي كه جنكز به اين ساختمان گرفته است يك اندازه بودن صفحات تيتانيوم بر روي سطوح با انحناي متفاوت ساختمان است.
جنكز ضوابط اين معماري را در هشت مورد خلاصه كرده است:
1) ساختمان مجاور طبيعت با استفاده از گفتمان طبيعي
2) نمايش مبدا كيهاني سازمان دهي خودي وظاهر شدن وپرش به يك سطح بالاتر ويا پايين تر
3) عمق سازمان دهي وپيچيدگي ومرز اشفتگي
4) تجليل از گوناگوني و تنوع و دگرگوني
5) ايجاد گوناگوني از طريق روش هاي تكه چسباني (كولاژ)
6) تصديق زمان وبرنامه اجباري و چرخه طبيعي و كثرت گرايي
7) بيان موضوعات به صورت نشانه هاي دو گانه يعني نشانه هاي زيبايي و نشانه هاي ايده ها
8) توجه به علم خصوصا علم معاصر در مورد مباحث نشانه هاي كيهاني

موزه گوگنهايم (طراح: فرانك گهري)
نتيجه گيري:
در طي چند دهه اخير شاهد ورود و ظهور سبك ها ونظريه هاي جديد در معماري غرب بوده ايم . در پي وقوع انقلاب صنعتي در نيمه قرن 18 به تدريج ساختمان هاي ساخته شده با مصالح جديد احداث گرديد . شروع قرن بيستم اغازي بود بر پايان چندين سده معماري .معماري مدرن به ناگاه از اوايل دهه1960 ميلادي به زير سوال رفت .رابرت ونچوري وچارلز جنكز با انتقاد بنيادين خود از معماري مدرن پايه اين مكتب را سست كردند .معماري پست مدرن از دهه هفتاد ميلادي به عنوان يك سبك جهاني مطرح شد ودر كنار ان معماري هاي تك واكوتك با تاكيد بر عصر جديد به عنوان عصر تكنولوژي ظهور كرد .معماران هاي تك همانند معماران مدرن توجه خود را به تكنولوژي عملكرد وكار ارايي وبينش پوزيتيويست معطوف داشتند .از اواخر دهه هفتاد ميلادي معماري ديگري به نام نئوكلاسيك نمود پيدا كرد .ولي معماري نئو كلاسيك پايان تكثر در معماري سه دهه اخر قرن گذشته نبود. پيتر ايزمن معمار امريكايي در سال 1982 سبك جديدي به نام ديكانستراكشن به وجود اورد.
وي با طرح نظرات فيلسوف فرانسوي "ژاك دريدا"وارد حوزه معماري شد در كارهاي معماران اين سبك عدم تقارن ودوگانگي وعدم سود مندي مطرح شد.ولي ايزمن به اتفاق معماران ديگر اين سبك همچون گهري وديگران از اوايل دهه نود سبك معماري ديگري به نام فولدينگ را مطرح نمودند ودر اين سبك نظرات فيلسوف ديگري به نام ژيل دلوز وارد حيطه معماري شد .نظريه فولدينگ هم مانند ديكانستراكشن معتقد به كثرت گرايي در تفسير است.چند لايگي وانعطاف پذيري در ساختمان هاي سبك فولدينگ نمودي بارز وشاخص است. ودر نهايت در سال هاي پاياني قرن گذشته نظريه پيدايش كيهاني در معماري توسط چارلز جنكز عنوان شد ونظريه هاي جديد علمي وفلسفي همچون عدم قطعيت واشفتگي ازمظاهر اين سبك بود.
http://www.toizeh.blogfa.com/post-3.aspx